وام لعنتی - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 17:28
وامم جور نشد برای بار دوم ... انرژیم کافی نیست از رو زدن به ادمها بدم میاد برای خودم نیست ...
عزیزترین موجوادت دنیا خواهر ها هستن - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 17:28
اینو واسه تو مینویسم عزیزم خواهر قشنگممدتیه که خیلی نگرانتم درست از زمانیکه یه دوست پیدا کردی که ده سال از خودت بزرگتر بود و هرروز شبیهش شدی و هرروز نشناختمت من همه سعیمو میکردم تو بدونی مرجع و مقصود خودتی و هرجا کم میاری خودتی و خودت و یه هول کوچیکم از طرف منو خانواده داری ولی این دوستت بهت یاد داد
کاره جدید من دنیای جدید - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 17:28
من همون دختره بیست ساله که روزهای زیادی بخاطر پول نداشتن کل خیابون ازادی رو از سعدی تا ازادی پیاده میرفت دارم یه باشگاه خانوادگی دایر میکنم ... خدا همیشه هست. وقتی بخای میشه . شبیه رویاس ولی خیلی خوبه شاید یروزی اگر بهم میگفت قراره پست مدیریتیتو ول کنیو بری یه کار ازاد شروع کنی هیچوقت به ذهنمم نمیرس
زندگی خوب من با خرابکاریای این روزام - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 17:28
داشت همه چی درست میشد که من پریدم وسط و بدم اومد از حرف زدن صاحب ملکو بنگاهیو برخوردشون با خانمها و دوباره رگ فمنیستم زد بالا و با ناراحتی گفتم نمیخایم و اینطوری شد که باشگاه فعلا جا نداره :| اینروزا بیشتر متوجه میشم که چه استعدادایی تو پاژی هست و تو من و تو خواهرام . افتادیم رو روال نیاز به انرژی م...
زندگی ادماه داره . . . - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 8:12
عقد کردیم یه مدت سرگردان بودیم تا عروسی بگیریم.عروسی هم گرفتیم هر جور شده و واقعا عروسی خوبی هم بود. زندگی ادامه داره تلاش ادامه داره خرید خانه خرید ماشین رفتن به سفرهای بیشتر و رفتن به جاهای بالاتر زندگیمو دوست دارم عشقمو دوست دارم
پسر آبی - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 8:12
روبروی ما یه پسره با بلیز آبی و شلوار مشکی کفش های واکس زده تمیز با ریش از این گوگولیا با موهای بلند شونه زده به عقب وایساده بود که من شناختمش . وسطه نمایشگاه . نمیدونم کدوم سالن بودیم و موقعیتمو یادم نیست . اما خودش بود . امروز باهاش ازدواج کردمبعد از سه سالصبح اومدنی سره کار همون پسر با همون قیافه...
آبی - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 8:12
دنیا باید آبی باشهپره آرامشاین روزها دلم فقط آرامش میخاداگه خانوادم آروم باشن اگه خانواده پاژی آروم باشنمن خوشبخت ترین میشممیخام ساکن شم رو زمین
یروزی منم یه بچه بودم - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 8:12
من یه روزی یه دختر بودم ، انقدر محبت ندیدم که شدم یه ادمه عصبی یه ادمه نامطمئن یه ادمی که هزارو یکی بلا سره زندگیش اورد تا بتونه ارامش پیدا کنه. اگه مادر شدید دختر دار شدید نزنیدش بهش محبت کنین تا یاد بگیره . من از بچه دار شدن متنفرم چون میدونم عین عقده ای ها بار اومدمو بچه مو هیچ وقت نمیتونم بهش مح...
منه قوی - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 8:12
رماتیسمم اود کرده ، مثل یه سم میمونه که هرروز کم کم دارم میخورمش . برام سخته قبول کردن اینکه مریض باشم . منه محکم منی که چند سال خم نشدم زیر هیچ کدوم از دردای زندگیم منه ماجرا جو که همه دردامو فراموش کردم سعی کردم اینم نادیده بگیرم . منه مغرور داره کم کم له میشه ... منه قوی داره خسته میشه اما نمیزار...
هیچ چیز قشنگتر از زندگی نیست - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 8:12
یه لحظه فک کن که وقتت کمه واسه اینکه بخای خوش باشی یه لحظه فک کن اینی که الان هستی رو دیگه چند سال دیگه نیستی و از دست میدی. یه لحظه فقط. زمان کمه . خیلی خیلی کمه . باید خوش بگذرونیم . باید خوش باشیم
پاژی من - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 8:12
پاژی مهربونه من ، اون قدیما نمیشناختمش بخاطره من هر کاری میکنه ، واسه اینکه من بیدار نشم حتی نفسم نمیکشه تو خونمون. روزای زیادی از اشناییمون میگذر ه و یساله زیر یه سقفیم صبحها میریم سره کار شبا بر میگردیم خونمون . اگه غذا بپزم میخوره نپزم نمیخوره خونه رو تمیز کنم هیچی نمیگه نکنمم هیچی نمیگه فک میکنم...
بلاگفا - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 8:12
بلاگفای عزیز میشه لطفا همینطوری یه سری نوشته هامونو پاک نکنی؟ اینا خاطره اس عوضی برداشتی خاطرات روزای اولمونو پاک کردی که چی اخه ؟ الهی ادمکای اینجا . اون اولا که با پاژی چت میکردیم اینو میزاشت من هنوزم میبینم این ادمکه رو فک میکنم پاژیمه الهی بگردم اینا رو دوست دارم

برچسب‌های مرتبط

زندگی ادامه داره | زندگی ادامه داره سعید مدرس | زندگی ادامه داره حتی وقتی تو نباشی | زندگي ادامه داره | زندگی ادامه داره جلوت یه دام دائم | زندگی ادامه داره زدبازی | زندگی ادامه داره حتی اگه نباشی | زندگی ادامه داره حتی اگه تو نباشی | زندگي ادامه داره حتي وقتي تو نباشي | زندگی ادامه داره لهراسبی